تبلیغات
وبلاگ مدرسه ی شهید دستغیب1 کلاس دوم یک
افراد آنلاین: نفر


وبلاگ مدرسه ی شهید دستغیب1 کلاس دوم یک
نظر سنجی
به نظر شما تیپ ترین معلم ما کیست؟






در روز اول سال تحصیلى، خانم تامپسون معلّم کلاس پنجم دبستان وارد کلاس شد و پس از صحبت هاى اولیه، مطابق معمول به دانش آموزان گفت که همه آن ها را به یک اندازه دوست دارد و فرقى بین آنها قائل نیست. البته او دروغ می گفت و چنین چیزى امکان نداشت. مخصوصاً این که پسر کوچکى در ردیف جلوى کلاس روى صندلى لم داده بود به نام تدى استودارد که خانم تامپسون چندان دل خوشى از او نداشت. تدى سال قبل نیز دانش آموز همین کلاس بود. همیشه لباس هاى کثیف به تن داشت، با بچه هاى دیگر نمی جوشید و به درسش هم نمی رسید. او واقعاً دانش آموز نامرتبى بود و خانم تامپسون از دست او بسیار ناراضى بود و سرانجام هم به او نمره قبولى نداد و او را رفوزه کرد.


تویی مادر؟


اشتباهی خونه یه خانم مسنی رو گرفتم، اومدم معذرت‌خواهی کنم هی می‌گفت مینا ‌جان تویی؟ هی می‌گفتم ببخشید مادر اشتباه گرفتم، باز می‌گفت مینا جان تویی مادر؟ می گفتم نه مادر جان اشتباه شده ببخشید! اسم سوم رو که گفت دلم شکست.. گفتم آره مادر جون، زنگ زدم احوالتون رو بپرسم. اون قدر ذوق کرد که چشام خیس شد.

چه مادر و پدرها و پدربزرگ ها و مادربزرگ هایی که چشم انتظار یه تماس کوچولو از ما هستن.. ازشون دریغ نکنیم!

گلی برای مادر

مردی مقابل گلفروشی ایستاده بود و می‌خواست دسته گلی برای مادرش که در شهر دیگری بود سفارش دهد تا برایش پست شود.
وقتی از گل فروشی خارج شد، دختری را دید که روی جدول خیابان نشسته بود و هق هق گریه می‌کرد. مرد نزدیک دختر رفت و از او پرسید: «دختر خوب، چرا گریه می کنی؟»
دختر در حالی که گریه می کرد گفت: «می‌خواستم برای مادرم یک شاخه گل رز بخرم ولی فقط ۷۵ سنت دارم در حالی که گل رز ۲ دلار می شود.» مرد لبخندی زد و گفت: با من بیا من برای تو یک شاخه رز قشنگ می خرم.


تولدت مبارک

ساعت ۳ شب بود که صدای تلفن پسری را از خواب بیدار کرد. پشت خط مادرش بود. پسر با عصبانیت گفت: چرا این وقت شب مرا از خواب بیدار کردی؟

مادر گفت: ۲۵ سال قبل در همین موقع شب تو مرا از خواب بیدار کردی؟ فقط خواستم بگویم تولدت مبارک. پسر از اینکه دل مادرش را شکسته بود تا صبح خوابش نبرد..


چشم مادر


مادر من فقط یک چشم داشت. من از اون متنفر بودم … اون همیشه مایه خجالت من بود!
اون برای امرار معاش خانواده برای معلم ها و بچه مدرسه ای ها غذا می پخت.
یک روز اومده بود دم در مدرسه که منو به خونه ببره خیلی خجالت کشیدم. آخه اون چطور تونست این کار رو بامن بکنه؟
روز بعد یکی از همکلاسی ها منو مسخره کرد و گفت مامان تو فقط یک چشم داره! فقط دلم میخواست یک جوری خودم رو گم و گور کنم. کاش مادرم یه جوری گم و گور میشد…
بهش گفتم اگه واقعا میخوای منو بخندونی و خوشحال کنی چرا نمیمیری؟
اون هیچ جوابی نداد….
دلم میخواست از اون خونه برم و دیگه هیچ کاری با اون نداشته باشم!


مادر دوستت دارم


my mother i love you and i need you,even tough

i love you and i need you,even tough

i may at times have made you tear your hair

i set myself apart,bet even so

your presence and your loves are always there

you are my jail cell and ten-ton door

that keeps me from just being who i am

and so i pound the walls and go to war

ramming all the rules that i can ram

yet though i mast rebel,all the while

i know your love,s the ground on wich i stand

i wait upon the flash of your pround smile,my mother

and twist inside at every reprimand

i,m sorry for the times i,ve caused you pain

after these brief storms,love will remain

مادر دوستت دارم وتا ابد به تو محتاجم

تا ابد دوستت دارم وبه تو محتاجم

و همین لحظه این قدر اشک برای ریختن دارم که موهایت تر شود

خودم را از تو دور کرده ام ، با این وجود توجه وعشق تو هنوز در دلم برپاست

تو مامن و سرپناه من هستی

که مرا از گزندها و آسیب ها حفظ می کنی

من از دیوارها می گذرم و پرواز می کنم

و تمام کارهایی را که باید ، انجام می دهم تا در پناه تو باشم

شاید من یاغی وسرکش باشم

اما می دانم حتی زمینی که بر روی آن ایستاده ام از عشق تو سرشار است

من منتظر لبخند درخشان و پر غرور تو هستم ، مادر

لبخندی که هر گره ای را باز می کند

برای تمام لحظاتی که به خاطر من رنج کشیده ای متاسفم

اما بعد از طوفان های کوچک

این آرامش است که پا برجا خواهد ماند.

مادرم روزت مبارک …..

 

زخم های عشق


چند سال پیش در یک روز گرم تابستان پسر کوچکی با عجله لباسهایش را درآورد و خنده کنان داخل دریاچه شیرجه رفت . مادرش از پنجره نگاهش میکرد و از شادی کودکش لذت میبرد .
مادر ناگهان تمساحی را دید که به سوی فرزندش شنا میکند.ا
مادر وحشت زده به سمت دریاچه دوید و با فریاد پسرش را صدا زد . پسر سرش را برگرداند ولی دیگر دیر شده بود ….ا
تمساح با یک چرخش پاهای کودک را گرفت تا زیر آب بکشد . مادر از راه رسید و از روی اسکله بازوی پسرش را گرفت 
تمساح پسر را با قدرت میکشید ولی عشق مادر به کودکش آنقدر زیاد بود که نمیگذاشت او بچه را رها کند . کشاورزی که در حال عبور از آن حوالی بود , صدای فریاد مادر را شنید , به طرف آنها دوید و با چنگک محکم بر سر تمساح زد و او را کشت 
پسر را سریع به بیمارستان رساندند . دو ماه گذشت تا پسر بهبودی مناسب بیابد . پاهایش با آرواره های تمساح سوراخ سوراخ شده بود و روی بازوهایش جای زخم ناخنهای مادرش مانده بود .
خبرنگاری که با کودک مصاحبه میکرد از و خواست تا جای زخمهایش را به او نشان دهد .
پسر شلوارش را کنار زد و با ناراحتی زخم ها را نشان داد , سپس با غرور بازوهایش را نشان داد و گفت : این زخم ها را دوست دارم اینها خراش های عشق مادرم هستن .

فرشته ای به نام مادر


کودکی که آماده تولد بود نزد خدا رفت و از او پرسید:می گویند فردا شما مرا به زمین می فرستید،اما من به این کوچکی وبدون هیچ کمکی چگونه می توانم برای زندگی به آنجا بروم؟خداوند پاسخ داد:در میان تعداد بسیاری از فرشتگان،من یکی را برای تو در نظر گرفته ام، او از تو نگهداری خواهد کرد.
اما کودک هنوز اطمینان نداشت که می خواهد برود یا نه: اما اینجا در بهشت، من هیچ کاری جز خندیدن و آواز خواندن ندارم و این ها برای شادی من کافی هستند. خداوند لبخند زد: فرشته تو برایت آواز خواهد خوان دو هر روز به تو لبخند خواهد زد تو عشق او را احساس خواهی کرد و شاد خواهی بود.

کودک ادامه داد: من چگونه می توانم بفهمم مردم چه میگویند وقتی زبان آنها را نمی دانم؟..خداوند او را نوازش کرد و گفت: فرشته تو، زیباترین و شیرین‌ترین واژه هایی را که ممکن است بشنوی در گوش تو زمزمه خواهد کرد و با دقت و صبوری به تو یاد خواهد داد که چگونه صحبت کنی.

کودک با ناراحتی گفت: وقتی می خواهم با شما صحبت کنم ،چه کنم؟ اما خدا برای این سوال هم پاسخی داشت: فرشته ات دست هایت را در کنار هم قرار خواهد داد و به تو یاد می دهد که چگونه دعا کنی.

کودک سرش را برگرداند و پرسید: شنیده ام که در زمین انسان های بدی هم زندگی می کنند،چه کسی از من محافظت خواهد کرد؟ فرشته ات از تو مواظبت خواهد کرد ،حتی اگر به قیمت جانش تمام شود.

کودک با نگرانی ادامه داد: اما من همیشه به این دلیل که دیگر نمی توانم شما را ببینم ناراحت خواهم بود. خداوند لبخند زد و گفت: فرشته ات همیشه درباره من با تو صحبت خواهد کرد و به تو راه بازگشت نزد من را خواهد آموخت،گر چه من همیشه در کنار تو خواهم بود.

در آن هنگام بهشت آرام بود اما صداهایی از زمین شنیده می شد.
کودک فهمید که به زودی باید سفرش را آغاز کند.او به آرامی یک سوال دیگر از خداوند پرسید:خدایا !اگر من باید همین حالا بروم پس لطفآ نام فرشته ام را به من بگویید..

خداوند شانه او را نوازش کرد و پاسخ داد:نام فرشته ات اهمیتی ندارد،می توانی او را مـادر صدا کنی.




طبقه بندی: پند و اندرز،
[ سه شنبه 4 بهمن 1390 ] [ 11:25 ب.ظ ] [ متین اسحقی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

این وبلاگ توسط دانش آموزان دوم یک مدرسه ی شهید دستغیب 1 شیراز نوشته شده است.در این وبلاگ انواع مطالب ورزشی,جک و ... نوشته میشود.
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
code by night-skin.com-->
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
کد جست و جوی گوگل

كد تقویم

مشاهده جدول کامل لیگ برتر ایران

آمار سایت

تبادل لینک

خرید بک لینک
ایران ' width='100' height='40' border='0'>

// Set the number of snowflakes (more than 30 - 40 not recommended) var snowmax=35 // Set the colors for the snow. Add as many colors as you like var snowcolor=new Array("#aaaacc","#ddddFF","#ccccDD") // Set the fonts, that create the snowflakes. Add as many fonts as you like var snowtype=new Array("Arial Black","Arial Narrow","Times","Comic Sans MS") // Set the letter that creates your snowflake (recommended:*) var snowletter="*" // Set the speed of sinking (recommended values range from 0.3 to 2) var sinkspeed=0.6 // Set the maximal-size of your snowflaxes var snowmaxsize=22 // Set the minimal-size of your snowflaxes var snowminsize=8 // Set the snowing-zone // Set 1 for all-over-snowing, set 2 for left-side-snowing // Set 3 for center-snowing, set 4 for right-side-snowing var snowingzone=3 /////////////////////////////////////////////////////////////////////////// // CONFIGURATION ENDS HERE /////////////////////////////////////////////////////////////////////////// // Do not edit below this line var snow=new Array() var marginbottom var marginright var timer var i_snow=0 var x_mv=new Array(); var crds=new Array(); var lftrght=new Array(); var browserinfos=navigator.userAgent var ie5=document.all&&document.getElementById&&!browserinfos.match(/Opera/) var ns6=document.getElementById&&!document.all var opera=browserinfos.match(/Opera/) var browserok=ie5||ns6||opera function randommaker(range) { rand=Math.floor(range*Math.random()) return rand } function initsnow() { if (ie5 || opera) { marginbottom = document.body.clientHeight marginright = document.body.clientWidth } else if (ns6) { marginbottom = window.innerHeight marginright = window.innerWidth } var snowsizerange=snowmaxsize-snowminsize for (i=0;i<=snowmax;i++) { crds[i] = 0; lftrght[i] = Math.random()*15; x_mv[i] = 0.03 + Math.random()/10; snow[i]=document.getElementById("s"+i) snow[i].style.fontFamily=snowtype[randommaker(snowtype.length)] snow[i].size=randommaker(snowsizerange)+snowminsize snow[i].style.fontSize=snow[i].size snow[i].style.color=snowcolor[randommaker(snowcolor.length)] snow[i].sink=sinkspeed*snow[i].size/5 if (snowingzone==1) {snow[i].posx=randommaker(marginright-snow[i].size)} if (snowingzone==2) {snow[i].posx=randommaker(marginright/2-snow[i].size)} if (snowingzone==3) {snow[i].posx=randommaker(marginright/2-snow[i].size)+marginright/4} if (snowingzone==4) {snow[i].posx=randommaker(marginright/2-snow[i].size)+marginright/2} snow[i].posy=randommaker(2*marginbottom-marginbottom-2*snow[i].size) snow[i].style.left=snow[i].posx snow[i].style.top=snow[i].posy } movesnow() } function movesnow() { for (i=0;i<=snowmax;i++) { crds[i] += x_mv[i]; snow[i].posy+=snow[i].sink snow[i].style.left=snow[i].posx+lftrght[i]*Math.sin(crds[i]); snow[i].style.top=snow[i].posy if (snow[i].posy>=marginbottom-2*snow[i].size || parseInt(snow[i].style.left)>(marginright-3*lftrght[i])){ if (snowingzone==1) {snow[i].posx=randommaker(marginright-snow[i].size)} if (snowingzone==2) {snow[i].posx=randommaker(marginright/2-snow[i].size)} if (snowingzone==3) {snow[i].posx=randommaker(marginright/2-snow[i].size)+marginright/4} if (snowingzone==4) {snow[i].posx=randommaker(marginright/2-snow[i].size)+marginright/2} snow[i].posy=0 } } var timer=setTimeout("movesnow()",50) } for (i=0;i<=snowmax;i++) { document.write(""+snowletter+"") } if (browserok) { window.onload=initsnow } function doc_load(){ var i = 0; dir = 0; snake_size = 3; score = 0; h_border1.set_vis(1); h_border1.move(0,0); h_border1.width = 695; h_border1.height = 10; h_border2.set_vis(1); h_border2.move(0,410); h_border2.width = 695; h_border2.height = 10; v_border1.set_vis(1); v_border1.move(0,0); v_border1.width = 10; v_border1.height = 420; v_border2.set_vis(1); v_border2.move(685,0); v_border2.width = 10; v_border2.height = 420; for(i = 1;i <= MAX_SB;i++){ snake_body[i].set_vis(0); snake_body[i].width = 25; snake_body[i].height = 25; } for(i = 1;i <= snake_size;i++){ snake_body[i].set_vis(1); } head.set_vis(3); head.move(snake_size*25+10,10); head.width = 25; head.height = 25; head.speed_x = 25; head.speed_y = 0; var rx = Math.floor(Math.random()*25)+1; var ry = Math.floor(Math.random()*14)+1; diamond.set_vis(1); diamond.move(rx*25+10,ry*25+10); diamond.width = 25; diamond.height = 25; t_score.set_vis(1); t_score.move(20,-50); t_score.set_text("Score : " + score.toString()); t_gameover.set_vis(0); t_fscore.set_vis(0); step(); } function step(){ var i; var rx; var ry; var step_a = 1; switch(dir){ case 1:{head.set_vis(1);head.speed_x = -25;head.speed_y = 0;break;} case 2:{head.set_vis(2);head.speed_x = 0;head.speed_y = -25;break;} case 3:{head.set_vis(3);head.speed_x = 25;head.speed_y = 0;break;} case 4:{head.set_vis(4);head.speed_x = 0;head.speed_y = 25;break;} } if(col_check(head,diamond,0,1) == 1){ score += snake_size*10; t_score.set_text("Score : " + score.toString()); var is_col; do{ is_col = 0; rx = Math.floor(Math.random()*25)+1; ry = Math.floor(Math.random()*14)+1; diamond.move(rx*25+10,ry*25+10); for(i = 1;i <= snake_size;i++){ if(col_check(diamond,snake_body[i],0,0) == 1){ is_col = 1; } } }while(is_col == 1) snake_size++; snake_body[snake_size].set_vis(1); } for(i = snake_size;i >= 2;i--){ snake_body[i].move(snake_body[i-1].x,snake_body[i-1].y); } snake_body[1].move(head.x,head.y); head.step(); if(col_check(head,h_border1,0,0) == 1){ head.move(head.x,385); } if(col_check(head,h_border2,0,0) == 1){ head.move(head.x,10); } if(col_check(head,v_border1,0,0) == 1){ head.move(660,head.y); } if(col_check(head,v_border2,0,0) == 1){ head.move(10,head.y); } for(i = 1;i <= snake_size;i++){ if(col_check(head,snake_body[i],0,0) == 1){ step_a = 0; t_gameover.set_vis(1); t_gameover.move(220,80); t_fscore.set_vis(1); t_fscore.move(270,180); t_fscore.set_text("Your Score : " + score.toString()); setTimeout("doc_load()",3000); } } if(step_a == 1){setTimeout("step()",150);} }